السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
564
تفسير الميزان ( فارسي )
و كلمه « من » در جمله « * ( مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ) * » به گفته بعضى « 1 » از مفسرين به معناى باء است . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : به معناى خودش است ، يعنى ابتداى غايت ، ولى سببيت را هم مىرساند ، و آيه را چنين معنا مىدهد : « ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرى الهى نازل مىشوند » . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : باء براى تعليل به غايت است ، و معنايش اين است « ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مىشوند ، براى خاطر اينكه هر امرى را تدبير كنند » . ليكن حق مطلب اين است كه : مراد از امر ، اگر آن امر الهى باشد كه آيه « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 4 » تفسيرش كرده ، حرف « من » براى ابتدا خواهد بود ، و در عين حال سببيت را هم مىرساند ، و به آيه چنين معنا مىدهد : « ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مىشوند ، در حالى كه نزولشان را ابتدا مىكنند و هر امر الهى را صادر مىنمايند » . و اگر منظور از امر مذكور هر امر كونى و حادثه اى باشد كه بايد واقع گردد ، در اين صورت حرف « من » به معناى لام تعليل خواهد بود ، و آيه را چنين معنا مىدهد : ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مىشوند براى خاطر تدبير امرى از امور عالم . * ( « سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ » ) * در مفردات گفته : كلمه « سلام » و « سلامت » به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است « 5 » . پس جمله « سلام هى » اشاره است به اينكه عنايت الهى تعلق گرفته است به اينكه رحمتش شامل همه آن بندگانى بشود كه به سوى او روى مىآورند ، و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد ، به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد . و لازمه اين معنا آن است كه طبعا در آن شب كيد شيطانها هم مؤثر واقع نشود ، هم چنان كه در بعضى از روايات هم به اين معنا اشاره رفته است .
--> ( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 196 . ( 4 ) فرمان نافذ خدا ( در عالم ) چنين است كه وقتى اراده خلقت چيزى را بكند به محض اينكه بگويد باش ، موجود مىشود . سوره يس ، آيه 82 . ( 5 ) مفردات راغب ، ماده « سلم » .